|
هنرمندان
بسیاری به خانه می آمدند, یا برای تمرین درس آواز یا نت
های موسیقی و یا فراگیری آن.
تحصیلاتم
را در هنرستان موسیقی ملی که ریاست آن با روح الله خالقی
بود شروع کردم. ما هنرجویان روح الله خالقی را چون پدر
دوست داشتیم.
علم و هنر
موسیقی را از اساتیدی چون:
ابوالحسن صبا, روح الله خالقی,
حسین تهرانی و جواد معروفی فرا گرفتم. بعدها نواختن موسیقی
کلاسیک اروپایی با پیانو را نزد استاد ملیک اصلانیان و
موسیقی ایرانی را با استاد مرتضی محجوبی ادامه دادم.
بعداز اتمام
به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمدم و با تشکیل ارکستر
بانوان و سرپرستی آن و تک نوازی پیانو در سایر ارکسترها
مشغول به کار شدم.
با شروع
انقلاب دلسردیهای من شروع شد, می دانستم که دیگر از هنر و
هنرمند خبری نخواهد بود, بخصوص بانوان از ارزشهای هنری
بهره مند نخواهند شد. راهی سفر به خارج از ایران شدم, با
دوری از وطن دلتنگیها آغاز شد, احساس می کردم از خودم جدا
شدم, با شنیدن سروده های ملی کشورهای دیگر بغض و گریه
میکردم. از انگلستان به فرانسه و از فرانسه به آمریکا
سرگردان بودم. یا میبایست به ایران برگشته و در پنهان
نوازندگی می کردم و یا همکاری با جمهوری اسلامی.
با تدریس و
تمرین پیانو خود را مشغول ساختم و از 15 سال قبل شروع به
آهنگ ساری و قطعاتی به یاد ایران نوشتم که به صورتCD منتشر
شدند.
غم غربت شعر
از تورج نگهبان و با صدای بهزاد با گروهی از نوازندگان
ارکستر لس آنجلس با رهبری آندرانیک
رقص ایرانی
(بدون کلام) قطعه 2 و 1 با ارکستر سنفونی baltica با رهبری
bohdan jarmolowicz
و 3.4 با
گروهی از نوازندگان ارکستر اپرای پاریس با رهبری raphael
sanchez (قطعه 4) بهار ایران با صدای بهزاد و شعری از تورج
نگهبان, گروهی از کُر شهر nice.
سرزمین من
با شعر جاودانه از تورج نگهبان, صدای بهزاد, گروه کُر
poznan, ارکستر سنفونی Baltica از کشور لهستان.
اُپرای لیلی
و مجنون (قطعاط ارکستری) با اجرایارکستر سنفونی Baltica و
با رهبری Bohdan Jarmolowicz که شرکت ماهور آن را در ایران
منتشر نمود.
سرود فتح شب
را برای مردم ایران نوشتم که از رفتار نادرست و
ناجوانمردانه ای که در خیابانها یا در زندانها و دادگاه
های جمهوری اسلامی بر مردم من روا داشتند بسیار خشمگین و
غمگین بوده و هستم, با نوشتن این سرود امیدوارم توانسته
باشم قدر کوچکی از دلبستگی و همبستگی خود را بیان کرده
باشم ......... بازهم خواهم نوشت.
|
|